امروز پنجمین ماهگرد عاشقیمونه البته باید بگم جدا از اون 5 سال، آره 5 سالی که قایمکی
می دونستیم همو دوس داریم ولی نمی دونم چی بود، ترس بود، حیا بود یا هز چیز دیگه که نمیراشت
این قایمکی بودنمون تبدیل بشه به آشکار شدنمون،، ولی به هر حال الان 5 ماهه که واسه هم
آشکاریم و این مهمه!!!..
یادمون رفت این روزو به هم تبریک بگیم ولی بجاش حرفایی زدیم یعنی بهتره بگم حرفایی عشقم زد
که از همون موقع ....
ولش کن نمی خوام اینارو بنویسم میزارمشون رو حساب اینکه خسته بود یا بخاطر مریضیش حوصله
نداشت چه می دونم هزارتا دلیل دیگه که خودمو راضی نگه دارم؛ آره خودم راضی میشم ولی این دلو
چیکار کنم که قشنگ حس می کنم داره کندتر می زنه..
اصلا بیخیالش فقط اومدم تبریک بگم تا جبران بشه تبریک نگفتنمون...

